راستش ساعت ۱۰ که با بچه ها زدیم بیرون و قتی رسیدیم انقلاب خیلی حالمون گرفته شد.
همه داشتند تو چشمهای هم نگاه میکردند و یجور ناامیدی را حس میکردی.تا خسته شدیم رفتیم روی سکوهای دم پل٬ سر انقلاب نشستیم(ساعت ۱۰:۳۰)
که پلیس ها اومدند ما را بلند کردند و ما به سمت پل آذر حرکت کردیم
سی و سه پل در گیری شدید بود.
که سر پل را از طرف انقلاب بسته بودند و نمیگذاشتند کسی به طرف چهار باغ بالا بره (ساعت 11) جمعیت طرف چهارباغ بالا جمع شده بود.
ولی ما که اینطرف بودیم صدی جیغ و داد مردم و گاها شعارا شون را میشنیدیم تا اینکه همه به طرف آذر رفتیم قتی رسیدیم به اون طرف پل آذر موتور های گاردی رسیدند و مردم فرار کردند(ساعت ۱۱:۴۵) اما بازم جمعیت داشت به ما اضافه میشد و همه به طرف خیابون آذر اومدیم و بچه ها موتور یک بسیجی را گرفتند. سر خیابون آذر یک دفعه...........موج و رایحه بسیج به مشام خورد و برادران هم از هیچگونه وسیله ای مضایغه نکرده بودن مثل :گاز٬ اسپری فلفل٬ شوکر٬ کابل مسی٬ و در مورد خاصی کلنگ!!
بعد از درگیری با بسیج به دوباره به طرف توحید حرکت کردیم که این بار گارد پیاده رسید و مردم را متفرق کرد.ساعت (۱۲:۳۰)
اما میدونم هنوز درگیری سر ۳۳پل هست.
جالب اینجا بود که بسیجیها فکرش را نمیکردند مردم جمع بشن اما خوب پیروی از آن حق است.
سلام دوست خوبم مطالب خبری شما در مورد اصفهان جالب بود .پاینده و پیروز باشید . یا علی.
اینم وب دیگم اگه فیلتر شد با این یکی هنوز هم هستم
iranisabzoazad.blogsky.com
منم اومدم ولی حالا پشیمونم چون این همه جیغ و داد کردیم هیچ کس صدامونو نشنید